حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

پارک گردی حسنا خانم با مامان

حسنا جون ، یه روز که آماده شدیم کلاس زبانت رو بریم از موسسه تماس گرفتن و گفتن به علت اینکه یه سمینار واجب برای مربیتون پیش اومده ، امروز کلاس تشکیل نمیشه و از اونجایی که شما آماده شده بودی حاضر نبودی تو خونه بمونی و گریه میکردی که به بیرون بریم به همین خاطر ، برای اواین بار با مامان به تنهایی بدون باباحسن به پارک رفتیم که البته خیلی خوش گذشت اما مراقبت از شما هم به تنهایی خیلی سخت بود.   قبل از خروج از منزل ، شما حسابی به خودت داری میرسی ، هزار ماشاله.   عاشق سرسره بازی هستی و و قتی میای پایین روش میخوابی .     به به میز شطرنج .   کی میاد با من بازی کنه؟حریف میطلبم . ...
5 شهريور 1394

16 ماهگیت مبارک گل مامان وبابا

حسنای نازمون ، گل زندگی مامان و بابا ، حسابی وروجک شدی که البته هزار ماشاله . وقتی میریم خونه مامانی و بابایی مامان از پله های اتاق خواب مامان بالا میری و انگورایی که به نردش بسته شده رو میکنی و میخوای بخوری.     عاشق نشستن توی یخچالی و به محض اینکه در یخچال باز شه میری توش میشینی.   از این صندلی مخصوصت خونه مامانی و بابایی مامان حسابی خوشت میاد و همیشه روی اون میشینی ، اینم ژستای مختلف شما روی صندلیت ، فدات بشیم الهی .       در ضمن اونجا یه عالمه اسباب بازی داری که وقتی میریم به بابایی بابا اشاره میکنی که صندلیشون رو جلوی هلالیشون بذارن و شما بری رو...
22 مرداد 1394

خاله بازی انگلیسی حسنا جون با عروسکاش

عزیز دلمون ، عاشق بازی با عروسکاتی و اونا رو تو روز حتما باید بخوابونی ، مامی شما بهشون شیر بده ، با خودت برای تاپ بازی ببری ، فدای این دختر مهربون بشیم الهی ، خداجون بازم شکرت به خاطر این دختر مهربون که بهمون دادی.    حسنا جون دوتایی که روی پات نمی تونی بخوابونی ، بهت گفتیم one by one sleep them ، هزار ماشاله متوجه شدی و یکیشون رو روی پات گذاشتی  .   اول اینطوری گذاشته بودی روی پات ، بهت گفتیمcorrect to sleeep bear که هزار ماشاله متوجه شدی و درست کردی خرس رو روی پاهای قشنگت ، هزار ماشاله.   اینجا بهت گفتیم read poem for bear و شروع کردی به شعر خوندن به زبون قشنگ خودت برای خرست ، هزا...
15 مرداد 1394

15 ماهگیت مبارک همه وجود مامان وبابا

همه وجود مامان و بابا   ، توي اين ماه تو غذا خودن تقریبا مستقل شدی .بیشتر مواقع محال ممكنه كسي بتونه حتي يه قاشق بهت غذا بده! و فقط و فقط خودت بايد بخوري حالا شده با قاشق، با دست  .هر جوري هست فقط خودت و خودت حتی تو مهمونی !     نوش جانت عزیز دلمون ، هر طور دوست داری بخور.   اینم محمد طاها پسر دوست مامانه که تازه به دنیا اومده بود و حدودا بیست روزه بود که به دیدنش رفتیم.   حسابی این   baby pool ات رو دوست داری و و قتی بهت میگم go to the baby pool متوجه میشی و میری توش میشینی و بهم اشاره میکنی که lady bird تم بدم و با هم بیسگویت بخورید ، هزار ماشاله تقریبا تما...
9 مرداد 1394

پایان ترم اول کارگاه دو زبانه کودک و مادر

عسل مامان و بابا دیدی چه زود گذشت؟ ترم اولت رو با موفقیت به پایان رسوندی و کلی چیز های جدید و جالب یاد گرفتی و یه عالمه دوست جدید پیدا کردی . خیلی از دوستات درخواست کرده بودن که راجه به برنامه کلاسات توضیحات بیشتری بدم.اینم بازی ها و فعالیت های کلاسیت: جلسه اول : مهارت های بازی با توپ شامل پرتاپ توپ و... جلسه دوم : نقاشی با فرنی رنگی جلسه سوم : قایم موشک بازی جلسه چهارم:نقاشی با فرنی آرد ذرت جلسه پنجم : کاغذها و بادکنک ها جلسه ششم : آشنایی با حیوانات جلسه هفتم :نقاشی با آرد و تونل بازی جلسه هشتم : مهارت بازی با لگوها و کاربردهای مختلف اونا   عزیز دلمون متاسفانه عکسای قبل از جلسه هفتم وقتی ها...
9 تير 1394

دومین حضور فرشته آسمونی خدا در سالگرد ازدواجمون

حسنا جون ، پنجمین سالگرد ازدواجمون رو در حالیکه شما 14 ماه و 5 روزت بود جشن گرفتیم ، ما از اینکه خداوند شما رو به ما هدیه داده خیلی خوشحالیم و خداوند رو هزاران مرتبه ممنونینم ، اگرچه شکر خدا رو باز هم نمی تونیم به جا بیاریم . عزیزم امسال هم به رسم سالگرد های ازدواجی که من و بابا با هم داشتیم به امازاده صالح (ع) رفتیم البته روز قبل از سالگرد اردواجمون و اونم با خانواده عمه معصومه که خوش گذشت. فرداش که سالگرد ازدواجمون بود سه تایی به پارک آب و آتش رفتیم که خیلی خوش گذشت و بعدم به رستوران تک بناب رفتیم که غذاش خیلی خوب بود و در کل یه شب خیلی عالی رو در کنار هم داشتیم ، خدا رو شکر.   اولش که وارد پارک شدیم خواب بودی.  ...
4 تير 1394

14 ماهگیت مبارک وروجک ما

نفس مامان و بابا ، برای دومین بار عکست به مناسبت تولدت تو نشریه ایرانخودرو چاپ شد یه بار ماه قبل و یه بارم تو فرودین 94 ، میدونی چرا دو بار چاپ کردن چون شما زیباترین دختر دنیایید دلشون نیومده مجددا چاپ نکنن ، مجددا تولدت مبارک فرشته آسمونی ما .   حسنا بابالو ، زیباترین فرشته خدا   عاشق این تاپ جدیدتی که مامانی و بابایی مامان برات زحمت کشیدن و عیدی آوردن .   حتی دوست داری صبحانتو در حال تاپ سواری بخوری.   خاله آزاده هم که تولدت متاسفانه نتونسته بود بیاد وقتی عید خونمون اومدن این لباس خوشگل رو آورد . دستشون درد نکنه ، خیلی نازه .   توي اين ماه هزار ماشاله ديگه ...
28 خرداد 1394

حسنا خانم در ساوه

حسنا جون ، دقیقا روزی که 14 ماهت پر شد ویلای خدا بیامرز مامان بزرگ مامان تو ساوه بودیم و علاوه بر مامانی و بابایی ، عمه ها و عمو های مامان هم بودن که خیلی خوش گذشت.   فدای این دختر ناز بشیم الهی .   این عکس رو تو باغچه ویلاشون انداختیم.   اینجا هم در حال send kiss کردن یا همون بوس فرستادنی ، هزار ماشاله انگلیسی خیلی خوب متوجه میشی .   بابایی مامان هم خیلی دوستت داره و اگر جایی بریم که ایشونم باشن حسابی مثل مامان و بابا مراقبته ، دستشون درد نکنه.   ناهار رو باغ بادوم خوردیم که خیلی چسبید ، اینجا هم که میبینی چطور بابایی داره بهت میرسه .   از اونجای...
27 خرداد 1394

13 بدر در شمال

حسنا ، عزیز دلمون ، امسال 13 بدر به رامسر رفتیم . روز 13 بدر لباس سنتی تنت کردیم و البته مامان و بابا هم پوشیدن و یه عالمه عکس تکی و گروهی با مامان و بابا گرفتی و همینطور فیلم هم گرفتیم تا بعدا تو ساخت کلیپ 2 سالگی استفاده کنیم . با مامان سوارکاری کردیم که خیلی خوب بود و شما هم اصلا نترسیدی تازه برای باباحسن در حال سوارکاری دستم تکون میدادی ،در کل خیلی خوش گدشت.   قبل از بیرون رفتن ، نانار جون اینجا فکر کنیم داری فکر میکنی کجا می خوایم بریم و چیکار میخوایم بکنیم نه؟ چون پارسال 13 بدر فقط 45 روزت بود واصلا یادت نیست.   هزار ماشاله چه دختر نازی.   فدات بشیم که انقده نازی ، هزار ماشاله  ...
26 خرداد 1394

نوروز 94 مبارک

حسنای ما ، نفس مامان و بابا ... امسال دومین بهار زندگیت بود ... من و باباییت خیلی خوشحالیم که خدای مهربون تورو بهمون داده. ایشالا امسال سال خیلی خوبی برات باشه   قربون این دختر خوش تیپ بریم هزار ماشاله چه کیفی هم انداخته   امسال هم که اولین سالت بود که می تونستی به غیر از شیر مامان چیزای دیگه بخوری هزار ماشاله همش مشغول خوردن بودی ، نوش جان.   ایشونم مرسانا خانم ، نوه عموی مامانه که 2 ماه ونیمشه و  شما داری فوندل یا نازش میکنی ، راستی عزیزم از موقعی که کلاس زبان میری سعی میکنیم تو خونه با شما فقط انگلیسی صحبت کنیم هزار ماشاله هوشتم خیلی خوبه و سریع یاد میگیری اینجا هم وقتی به...
19 خرداد 1394